محمد مهدى ملايرى
198
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مشكل بزرگى كه در كار تحقيق كلمات در زبان عربى وجود دارد ناشى از آن است كه كلمات خارجى در زبان عربى غالبا بهطورى تغيير شكل مىدهند و به صورت عربى درمىآيند كه تشخيص اصل آنها در بعضى موارد به آسانى صورت نمىگيرد ، بلكه بسبب مرور زمان و طول مدت راههايى هم كه ممكن بوده جوينده را به مقصود راهنمائى كنند كور شده و آثار آنها از ميان رفته است . « 1 » و به همين جهت است كه تحقيق دربارهء كلمات فارسى در زبان عربى نه تنها براى زبان فارسى بلكه حتى در زبان عربى هم يكى از مسائل دقيق و پرلغزش است . دربارهء معرّبات از فارسى ارباب لغت معمولا ضمن تعريف از لغتى ، كموبيش اشاره به معرب بودن آن كرده و برخى از مؤلفان نيز در اين باب فصلى خاص پرداخته و بعضى نيز كتاب يا رسالهء جداگانهاى در اين موضوع تأليف كردهاند كه از آن جمله از متقدّمان بايد جواليقى را به سبب كتاب ذى قيمتش « المعرب من الكلام الاعجمى » و از متأخران ادّى شير را به سبب كتاب پرفايدهاش « الالفاظ الفارسية المعربه » ياد كرد . و از بين محققان معاصر و نزديك بعصر ما نيز چند تن اين موضوع را يا بطور مستقل و يا در ضمن مطالب ديگر مورد بحث و تحقيق قرار دادهاند كه همه قابل استفاده و براى پژوهندگان مراجعه به آنها ضرورى است ، ولى با وجود همهء اينها باز كار ناكرده در اين زمينه بسيار است ، و تا اينكه بتوان فرهنگ جامعى از اين گونه كلمات فراهم نمود احتياج به كار و كوشش و مطالعه و تحقيق فراوان هست . كلمات فارسى را در عربى از اين لحاظ مىتوان به دو دسته تقسيم نمود : يكدسته آنها كه در زبان فصيح عربى راه يافته و در شعر و نثر و منشآت عربى وارد شدهاند ، و دستهء ديگر آنها كه در زبانهاى محلّى يعنى زبان محاوره و گفتوگوى عربى نفوذ كرده و در لغتنامهها و آثار مكتوب عربى كمتر مىتوان اثرى از آنها يافت . در مورد اين دستهء اخير يكى از كارهاى لازم و ضرورى اين
--> ( 1 ) . رجوع كنيد به گفتار نگارنده در شمارهء اول و دوم سال ششم همين مجله زير عنوان " چند نكته دربارهء دگرگونيهاى كلمات فارسى در زبان عربى " .